به گزارش مردم سالاری آنلاین ،یک جامعه شناس با تأکید بر اینکه ما راهی جز صلح با جهان نداریم، بیان کرد: اینکه چطور وارد گفتوگو شویم، نیاز به یک سیاست دارد و باید رئیسجمهور یا شخصیتهای دیگر این گره را بگشایند. تازه اگر مذاکره کنیم هم باز وضعیت فردا از امروز بهتر نخواهد بود، اما نه در آن حد که وارد جنگ شویم. این بدتر شدن وضعیت تا جایی ادامه خواهد یافت که ما بتوانیم تمام مسائل خود را با جهان حل کنیم.
تقی آزاد ارمکی در گفتوگو با جماران در تشریح پیشبینی خود از وضعیت احتمالی ایران در سال ۱۴۰۴، اظهار کرد: پیشبینی در مورد ایران هم آسان است و هم سخت. آسان از این منظر که اگر شرایط به همین شکل پیش برود و تصمیمی برای بهبود روابط خارجی نگیریم، وضعیتمان بدتر خواهد شد. لذا آینده کشور ما، بستگی به تصمیمات رهبران ایران و آمریکا دارد. اگر تصمیماتی همراه بگیرند، احتمالا ما بتوانیم در یک فرآیند سخت، وارد جامعه بینالملل شویم و خود را نجات دهیم. اما اگر این تصمیمات این دو متضاد باشد، نهایتا امکان جنگ وجود دارد و زیرساختها از بین میرود
وی با ابراز این عقیده که گره کار ایران در رابطهاش با جامعه جهانی است، افزود: اگر این رابطه بهبود نیابد، وضعیت بغرنجتر خواهد شد. تلاشی برای متحد کردن جامعه جهانی علیه ایران وجود دارد و اگرچه روسیه و چین در حال انجام بازیگریهای موقت اند، اما اروپا، آمریکا و بخش اعظم دنیا علیه ما هستند. ما باید این گره را بگشاییم و برای این کار نیاز به سیاستورزی داریم. اکنون ما سیاستورزی نمیکنیم و متأسفانه هیچ سیاستمداری نداریم که بتواند بازی سیاسی به راه بیاندازد. زبان سیاسی، چندوجهی است؛ یعنی از یک طرف به جنگ تهدید میکند و از طرف اراده صلح دارد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: زبان سیاسی اجازه نمیدهد کشور به سرعت به سمت جنگ یا سازش برود. این زبان به کشور این فرصت را میدهد که با آمریکا و اروپا وارد گفتوگو شود و با اسرائیل در حالت نزاع باقی بماند. این زبان گویی مرده است و ما یک زبان سخت داریم و در یک وضعیت ابهام قرار گرفتهایم. اگر این ابهام ادامه یابد، قطعا وارد جنگ خواهیم شد و تمام سرمایههای خود را از دست خواهیم داد. جنگ هیچ گاه منفعتی برای ما نداشته است و در صورت ورود به آن، وارد یک دوره انحطاط تمامعیار خواهیم شد و سرمایه ۱۰۰ سال اخیر خود را یکشبه از دست خواهیم داد، کما اینکه جنگ تحمیلی عراق به ایران نیز ما را ۱۰۰ سال به عقب انداخت و هنوز هم مناطق جنگی کشور ما در جنوب و غرب، بازسازی نشده و دارای مشکلات عدیده است.
آزاد ارمکی با بیان اینکه بنابراین ما یک تجربه نزدیک از جنگ را داریم، عنوان کرد: ضمن اینکه امروز اگر ما وارد جنگ شویم، دیگر مانند جنگ تحمیلی ۸ ساله نیست که دشمن به لب مرز بیاید و مردم ما قهرمانانه حضور یابند و کشته شوند. این یک جنگ پیچیده و مبتنی بر تکنولوژی است که کشور ما را از دور هدف قرار میدهد و ویران میکند. البته ایران هم قدرت برخورد دارد، اما محدود است. لذا به نظر میرسد در ایران میل به پرهیز از جنگ وجود دارد، کما اینکه در ادبیات رئیسجمهور، اصلا تمایل به ورود به جنگ دیده نمیشود و رهبری نیز اعلام کرده در صورت تغییر رفتار طرف مقابل، وارد گفتوگو خواهیم شد.
وی معتقد است ما راهی به جز صلح با جهان نداریم و بیان می کند: اینکه چطور وارد این گفتوگو شویم، نیاز به یک بازی سیاسی دارد و باید رئیسجمهور یا شخصیتهای دیگر این گره را بگشایند. این بدین معنا نیست که ما به تمام خواستههای جهان تن دهیم؛ حل کردن مسائل یعنی دیگر به حوزههایی که به ما مربوط نیست، وارد نشویم. ما باید صرفا منافع ملی خودمان را در اولویت قرار دهیم.
عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با بیان اینکه به علاوه باید با جامعه داخلی خودمان هم آشتی کنیم، گفت: آشتی با جامعه، یعنی اجازه دهیم نیروهای اجتماعی فعال شوند. بخش خصوصی، بورژوازی ملی و طبقه متوسط مردهاند، روشنفکران از تلاش دست برداشتهاند، روحانیت در حوزه دین نیست و برخی نظامیان نیز کار خود را نمیکنند. باید تمام نیروها به وظایف خود بازگردند و یک انسجام جدید در ایران ایجاد گردد که نتیجه آن بشود تقسیم کار اجتماعی. پس باید هم جهان دیگری تعریف کنیم و هم ایران دیگری؛ جهانی که با آمریکا و اروپا در صلح هستیم و ایرانی که دارای یک جامعه و اقتصاد فعال است. این یک زایمان بزرگ برای جمهوری اسلامی و تصمیم بزرگی است که نظام باید بگیرد تا باقی بماند.
آزاد ارمکی ادامه داد: ما اکنون مجبوریم به این سمت برویم. امروز دلار ۱۰۰ تومان است و در صورت ادامه با این فرمان فردا به ۱۱۰ تومان و پسفردا به ۱۲۰ تومان خواهد رسید. در جامعه نیز سرمایه وجود ندارد و نخبگان و تجار در حال مهاجرت هستند، یعنی جامعه حاضر نیست وارد جنگ شود.
این جامعه شناس خاطرنشان کرد: ما در یک شرایط اضطرار قرار داریم و در چنین شرایطی، اخذ تصیمات گفتهشده ربطی به عقلانیت ندارد، بلکه ما باید صلح کنیم، زیرا در غیر این صورت از صحنه خارج خواهیم شد. وقتی شما تشنهاید و آب در اختیار دارید، تصمیم میگیرید آب خنک بخورید یا گرم. اما اگر در بیابان باشید و اندکی آب کثیف ببینید، برای زنده ماندن همان آب کثیف را هم میخورید. ما اکنون به مرحله خوردن آب کثیف رسیدهایم و نمیتوانیم بین آب خنک و گرم انتخاب کنیم.
وی اضافه کرد: البته ممکن است هنوز بخشی از مسئولین نظام این ضرورت را درک نکرده باشند و به انتظار یک اتفاق نادر از جهان ماوراء باشند یا منتظر باشند بین اروپا و آمریکا جنگی شود تا ما بتوانیم از این فرصت استفاده کنیم یا چین و روسیه کاری برای ما کنند. اینها همه توهم است. اگر چین و روسیه میخواستند کمکی کنند، در ۲۰ سال اخیر میکردند. اگر آمریکا و اروپا میخواستند با هم بجنگند که مدتها پیش چنین میکردند. این تصورات غلط، باعث تأخیر در تصمیمگیری خواهد شد که شرایط ما را آن چنان سخت میکند که دیگر حتی آب کثیفی هم برای خوردن نخواهد بود. در آن شرایط نیروهای دیگری به صحنه خواهند آمد و برای ما تصمیم خواهند گرفت.
این جامعهشناس عنوان کرد: بنابراین، احتمالا روزهای آینده، آغاز گفتوگوها بین ایران و طرفین مقابل کلید خواهد خورد. البته ما در یک شرایط سخت وارد مذاکرات میشویم. اکنون بخشهایی از جامعه هم آماده است که به یک عصیان دست بزند، زیرا دیگر نمیتواند به انتظار بهبود شرایط بنشیند. جامعه قدرت مقاومت ندارد و حتی اگر وارد جنگ نشویم هم امکان آشوبهای اجتماعی وجود دارد، زیرا این آشوبها محصول ۴۰ سال انباشت مطالبات محققنشده مردم است. لذا چه با دنیا وارد جنگ شویم چه صلح کنیم، در آینده نهچندان دور احنمالا اعتراضات اجتماعی متعددی خواهیم داشت. با این تفاوت که اگر در صلح باشیم، این اعتراضات بیشتر جنبه مدنی دارد و بدون دعوت از بیگانگان است، اما اگر در جنگ باشیم، از بیگانگان هم دعوت میکند.