بنابر روایت جماران، این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه طرح چنین صحبتهایی بهانه دادن به دست اسرائیل است، اضافه کرد: به علاوه این موضعگیریها، فضا را برای تندروهایی فراهم میکند که تا کنون هیچ گونه ابزار راهبردی را در اختیار سیاست خارجی ایران قرار ندادهاند و بلوفهای سیاسیشان بیشترین مشکلات را برای کشور ایجاد کرده است. اکنون ایران بدون اینکه دارای سلاح هستهای باشد، در یک موقعیت نظامی خاصی قرار گرفته که حتی دارندگان چنین تسلیحاتی هم در این موقعیت نیستند. به عنوان مثال اسرائیل دارای دهها کلاهک هستهای است، اما در موقعیت نظامی قرار نگرفته، در حالی که ایران فقط به خاطر بلوفهای برخی افراد، این بهانه را به دست دشمنان داده که ما را در چنین موقعیتی قرار دهند.
فلاحتپیشه با بیان اینکه اظهارات لاریجانی هیچ کمکی به توان بازدارندگی کشور نمیکند و در زمره همان بلوفهای بحرانساز قرار میگیرد، گفت: اگر قرار به جنگ باشد، هیچ چیز نمیتواند جلوی آن را بگیرد. کشورها توان نظامی خود را در بوق و کرنا نمیکنند، بلکه وقتی به یک قدرت نظامی خاصی رسیدند، از آن به عنوان یک سنگر استفاده میکنند. وقتی مشاور رهبر ایران در رسانه ملی ایران یک حرفی را میزند، این به عنوان موضع سیاست خارجی ایران تلقی میشود که عمق دربرگیری آن حتی از صحبتهای وزیر خارجه هم بیشتر است.
وی عنوان کرد: چند روز پیش الکساندر دوگین، تئوریسین تندروی روسی گفته بود تنها مسلمانان واقعی، حوثیهای یمن هستند. این فرد چند سال پیش مدعی شده بود ایرانیان با یک تفکر آخرالزمانی، در مقابل نظم نوین آمریکا ایستادهاند. جای تأسف است که عدهای در ایران این انحراف آخرالزمانی را به بخشی از سیاست خارجی کشور تبدیل کرده و دولتها را هم برای تبدیل شده به خاکریز روسیه، تحت فشار قرار دادهاند. اعلام توانایی برای ساخت سلاح هستهای، آخرالزمانی کردن سیاست خارجی کشور است که بیشترین بهانه را در اختیار اسرائیل که به دنبال جنگهای آخرالزمانی است، قرار میدهد.
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجلس دهم با تأکید بر اینکه مسئولین سیاست خارجی کشور باید به جای طرح چنین ادعاهایی، یک بسته ابتکاری را ارائه دهند، اظهار کرد: در این بسته میتوان با پیشنهاد حل اختلافات و حتی همکاریهای اقتصادی، آمریکا را پای میز مذاکره کشاند. باید یک سازوکار مذاکراتی را با آمریکا تعریف کنیم که در آن اولا مشخص شود تهدیدات آخرالزمانی نسبتدادهشده به ایران، اغراقآمیز بوده و قابل حل است و دوما اینکه تابوی همکاری بین ایران و آمریکا خصوصا در زمینههای اقتصادی شکسته شود.
فلاحتپیشه ادامه داد: ترامپ، ویتکاف را به عنوان نماینده خود در امور خاورمیانه انتخاب کرده که اساسا به چانهزنیهای اقتصادی معروف است. این یک چراغسبز اقتصادی از سمت آمریکا به ایران بود و دولت ایران باید زمینه مذاکره با ویتکاف را فراهم کند. بیاعتنایی ایران به چراغسبزهای اقتصادی آمریکا باعث میشود وزارت دفاع و مشاور امنیت ملی آمریکا طرف مذاکره ایران قرار گیرند. ترامپ یک ضربالعجل دوماهه را برای توافق با ایران مطرح کرده، زیرا اساسا ایران دستور کار اصلی آمریکا نیست، بلکه اولویت نخست ایالات متحده معطوف به چین و روسیه است و ترامپ میخواهد موضوع ایران زودتر تعییت تکلیف شود تا آمریکا به حل چالشهای اصلی خود بپردازد. هر گونه اشتباه در سیاست خارجی ما، باعث میشود ایران به دستور کار اصلی ترامپ شود که چین و روسیه هم از آن استقبال میکنند.
وی با تأکید بر اینکه ایران و آمریکا باید مذاکرات مستقیم و بدون واسطه را آغاز کنند، افزود: در این مذاکرات باید مشخص شود که ایران ضمن اینکه به دنبال بمب اتمی نیست، خواستار پایان تحریمهاست. بهترین سازوکار این است که ابتدا از طریق استفاده از جایگاه سازمانهای بینالمللی از جمله آژانس بینالمللی انرژی هستهای، دغدغهها در مورد برنامه هستهای ایران از بین برود و سپس بخش خصوصی آمریکا برای همکاریهای اقتصادی با ایران فعال شود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به توئیت دو شب قبل عراقچی و تاکید بر عدم برنامه ایران برای ساخت سلاح هستهای، اضافه کرد: این توئیت ناشی از این بود که تا کنون دو پیام از آمریکاییها به ایران ارسال شده است؛ یک پیام از سمت افرادی مانند ویتکاف که طرفدار مذاکره با ایران هستند و اتفاقا به ترامپ هم نزدیک اند. این افراد معتقدند از طریق مذاکره میتوان بحثهای امنیتی را از برنامه هستهای یران دور کرد. پیام دوم از سمت گروههایی مانند وزارت دفاع و مشاور امنیت ملی آمریکاست که برنامه هستهای ایران را تهدیدنمایی میکنند و خواهان شکست مذاکرات و پایان یافتن برنامههای هستهای، موشکی و منطقهای ایران هستند.
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجلس دهم ادامه داد: به نظر من هنوز موضع گروه اول در آمریکا حاکم است، اما اظهارات برخی افراد داخل ایران، موضع گروه دوم را تقویت میکند. توئیت آقای عراقچی نیز به این منظور بود که زمینههای مذاکره را فراهم کند، خصوصا که ترامپ نیز بیشتر به مذاکره مایل است.